أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

409

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ايشان پادشاهى ظالم بود كه كشتىهاى درست به غصب مىستد و [ وراء ] بمعنى [ خلف ] نيز باشد يعنى از پس ايشان پادشاهان است كه هر كشتى را كه صالح و نيكو باشد آن را به غصب مىستاند و اين بفحوى الخطاب معلوم شد چه اگر هر كشتى كه بودى وى غصب كردى شكستن كشتى هيچ فايده نكردى « 1 » و گفته‌اند : آن پادشاه را نام جلندى بود و او پادشاهى كافر بود . [ وَ أَمَّا الْغُلامُ ] و امّا آن كودك كه وى را بكشتم مادر و پدر او مؤمن بودند خداى تعالى فرمود مرا كه : او را بكش و الّا بوجود او ايشان كافر شوند ، و معلوم آن بود كه اگر او نباشد ايشان بر ايمان بمانند و آنچه چنين باشد مفسده بود براى آنكه مفسده آن بود كه فساد عند آن حاصل آيد و اگر آن نباشد فساد نبود و از باب تمكين نبود . [ فَخَشِينا ] « 2 » و اين خشيت بمعنى كراهت است ، بعضى ديگر گفتند كه بمعنى علم است . سعيد جبير گفت : معنى آنست كه ايشان از دوستى او در دين او شوند موافقت

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « قوله [ كُلَّ سَفِينَةٍ ] أى كلّ سفينة صالحة ؛ اين از آنست كه بفحوى الخطاب دانند ؛ براى آنكه معلوم است بضرورت كه چون او كشتى بشكند بشكستن از آن به نشود كه كشتى باشد پس اگر پادشاه كشتى درست و شكسته بيكجاى گرفتى در شكستن كشتى فائده نبودى ، پس بفحوى الخطاب دانند كه مراد آنست كه أخذ كلّ سفينة صحيحة صالحة ، و [ غصبا ] نصب او بر تميز است » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « قوله [ فَخَشِينا ] گفتند : اين خشيت بمعنى كراهت است چنان كه يكى از ما گويد : فرقت بين رجلين خشية ان يقتتلا ؛ اى كراهة ان يقتتلا ؛ بعضى دگر گفتند : [ خشينا ] اى علمنا بمعنى علم است و در مصحف أبىّ هست : فخاف ربّك أن يرهقهما اى يغشيهما ؛ در ايشان پوشاند » .